شیطنت ولی از نوع بی ضررش

بدون شرح باید ببینید و بخوانید

شیطنت ولی از نوع بی ضررش

بدون شرح باید ببینید و بخوانید

مرد و پاسبان

پاسبانی مردی را دید به راهی و گفتا : کیستی؟
از بهر چه می رقصی و بشکن میزنی؟
گفت:فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام
گفت:خیلی شاد هستی باده لابد خورده ای
گفت:هم از باده خور بیزار و هم از باده ام.
گفت:از جام وصال نازنینی سرخوشی؟
گفت:از شهوت پرستی هم دگر افتاده ام.
گفت:پس چرا چون مرغک آزاد و چون رمه بی پروا می چری؟
گفت:زیرا چون سگی هستم که بی قلاده ام.
گفت:پس شاید قماری کرده پولی برده ای؟
گفت:من در راه برد و باخت پا ننهاده ام.
گفت: پولی از دکان یا خانه ای کش رفته ای؟
گفت:دزدی هم نمی چسبد به وضع ساده ام.
گفت:لابد ثروتی داری و دل شادی به پول؟
گفت:من مستضعف و مسکین مادر زاده ام.
گفت:آیا راستی آهی نداری در بساط؟
گفت:خود پیداست از این وصله ی لباده ام.
گفت:گویا کارمند ساده ای یا کارگر؟
گفت:بی کارم ولی از بهر کار آماده ام.
گفت:بیکاری و بی پولی ؟ پس این شادی زچیست؟
گفت:یک زن داشتم اینک طلاقش داده ام

مرد ها چه هستند؟!!!!!!!!

می نویسد "مردها مثل ((مخلوط کن)) هستند:
در هر خانه ای یکی از آنها هست ولی نمی دانید به چه درد می خورد!.
مردها مثل ((آگهی بازرگانی))هستند:
حتی یک کلمه از چیزهایی را که می گویندنمی توان باور کرد!.
مردها مثل ((کامپیوتر))هستند:
کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ی کافی ندارند!.
مردها مثل ((سیمان))هستند:
وقتی جایی پهنشان می کنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی!.
مردها مثل ((طالع بینی مجلات))هستند:
همیشه به شما می گویند که چه بکنید و معمولا اشتباه می کنند!.
مردها مثل ((جای پارک))هستند:
خوب هایشان قبلا اشغال شده و آنهایی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جولوی درب منزل مردم!.
مردها مثل ((پاپ کورن{ذرت بوداده}))هستند:
بامزه اند ولی جای غذا را نمی گیرند!.
مردها مثل ((باران بهاری))هستند:
هیچ وقت نمی دانید کی می آیند چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود!.
مردها مثل ((پیکان دست دوم))هستند:
ارزان هستند و غیر قابل اطمینان!.
مردها مثل ((موز))هستند:
هر چه پیرتر می شوشند وارفته تر می شوند..
مردها مثل ((نوزاد))هستند:
در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشوید

غیبت چند روزم رو ببخشید

این روزا اینقدر گرفتار بودم که اصلاً فرصت نمی کردم بیام اینجا و مطلب جدید بزارم یا پیامهای از روی لطفتونو چک کنم ولی امروز سعی می کنم جبران کنم.

 

داستان آهو با نتیجه گیری

آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه : مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند

 

بازهم - آنچه از مدرسه زندگی آموخته ام

من آموخته ام که اگر عشق را در خانه نیاموخته باشم، فرا گرفتن آن در جای دیگر دشوار است.
 من آموخته ام که تجربه کردن شگفتی های زندگی از دریچه چشمان کودکان دلپذیرترین احساس در دنیا است.
 
من آموخته ام تا زمانی که توجه خود را به جای پشیمانی هایم به آرزوهایم معطوف کنم ، متوجه نمی شوم که پا به سن گذاشته ام.  
 
من آموخته ام که با عملی که از شما سر می زند، تصویری از خود ترسیم می کنید.
  
من آموخته ام که عشق ورزیدن و مورد عشق و محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت در جهان است.
 
 
 
*****
 
 
این مورد آخر رو واقعاً از اون ته تهای دلم قبول دارم. البته عشق ورزیدن نه فقط به معنای دوست داشتن جنس مخالف و در آغوش کشیدنش و بوسیدنش و سکس داشتن و الی آخر. هرچندکه... اینها به جای خودش عالیه.

بشنویم از ناپلئون

حرفی رو بزن که بتونی بنویسی...!
چیزی رو بنویس که بتونی پاشو امضا کنی...!
چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایسی...!
                                                     ناپلئون بناپارت 

سخت نگیرید

اگه یه بار همه 20واحد رو توی یه ترم افتادین !......... بی خیالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط کردن !.........خوب شده دیگه
اگه استاد می خواد به جای آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه
اگه یه دفعه هارد 60گیگابایت شما هاپولی هاپو شده!.........پیش میاد دیگه
اگه پرسپولیس قراره از پیکان ببازه !.........ببازه
اگه سر مراسم خواستگاری،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ایشاالله خوشبخت بشه
اگه آمریکا یه موشک اتمی تنظیم کرده درست روی خونه شما !.........مسئله ای نیست
اگه صبح اول مهر بجای ساعت 6،ساعت 7 رفتین سر کار !.........دقیقا" رفتین سر کار
اگه کفشی رو که امروز واکس زدین رو همه لگد می کنن !.........تعجبی نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسی دعوت شدین !.........مبارکه،عروسی رو که نمی شه نرفت
اگه گار شما به جایی رسیده که خودتون به خودتون ایمیل می زنین !.........اینجوری هم یه صفایی داره
اگه توی انتخاب واحد به شما 13واحد بیشتر نرسیده !.........حتما" حکمتی توی اون بوده
اگه بعد از 3ساعت چت کردن یادتون اومد که با اینترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودین !.........مهم نیست
اگه شمعهای کیک تولد شما رو بقیه فوت کردن !.........لبخند بزنین
اگه ماشینتون جلوی یه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گیری بلد نبودین !.........خودتون رو نبازین
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدین یکی پشت سرتون وایساده !.........عیبی نداره بابا
اگه بغل دستی شما سر کلاس که اتفاقا" کنار شما ردیف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توی دماغش فرو کرد،شش دور بپیچوند، بعد با یه حالت دورانی بیرون آورد،خوب بهش نگاه کرد و بعد خیلی آروم زیر میز کلاس دستش رو پاک کرد !.........نه !این یکی رو شرمنده . آدمیزاد هم یه تحملی داره.

شکلات

با یه شکلات شروع شد . من یه شکلات گذاشتم توی دستش ‌. اون یه شکلات گذاشت توی دستم . من بچه بودم اونم بچه بود . ســرم رو بـالـا کـردم . سـرش رو بـالـا کـــرد دیـــــد که منو
میشناسه . خندیدم ؛ گفت :‌ دوستـیـم ؟‌  گفتم : دوست دوست . گفت: تا کجا ؟‌ گفتم : دوستی که تــــا نداره . گفت: تا مرگ !‌ خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره . گفت: باشه تا پس از مرگ! گفتم: نـه نـه نـه نـه ؛ تا نداره . گفت: قبول ؛ تا اونجا که همه دوباره زنده می شن یعنی زندگی پـــس از مرگ ؛ بـــا هم ... با هم دوستیم تا بـهشت ؛‌ تـا جهنم ؛ تا هرجا که باشه من و تو باهم دوستیم . خندیدم و گفتم: تو براش تا هرجا که دلت می خواد تـا بذار. اصلآ یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا . اما من اصلأ‌ تا نمی ذارم . نگاش کردم . نگام کرد . باور نمی کرد . مــی دونستم می خواد حتمآ دوستیمون تا داشته باشه . دوستیِ بدون تا رو نمی فهمید .
                                                           *********
گفت : بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم . گفتم باشه تو بذار . گفت شکلات . هــــربار که هــمدیگرو می بینیم یه شکلات مال تویکی مال من . گفتم باشه . هرباریه شکلات می ذاشتم  تــوی دستش اون هــم یـه شکلات تـوی دست من . بـاز هـمـدیگرو نـگـاه می کردیم . یعنی که دوستیم . دوسته دوست . من تندی شکلاتمو باز می کردم و می ذاشتم تــوی دهنم و تنـد تنـد اونو می مکیدم . می گفت: شیکمو . تو دوست شیکمویی هستی و شکـلاتشو می ذاشت توی یک صندوقه کوچیک و قشنگ . می گفتم : ‌بخورش !‌ می گفت تـموم مـی شه . می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه .
صندوقش پــر از شکلات شده بود . هیچ کدوم رو می خورد . من همشو خورده بودم . گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه بخوره یا گرما . اون وقت چیکار می کنی . گفت:‌مواظبشون هستم . می گفت: می خوام نـگهـشون دارم تـا وقتی کـه دوست هستیم و من شکلاتارو می ذاشتم تو دهنم و می گفتم : نه نه تا نداره و دوستی که تا نداره ...
     *********
۱ سال ؛ ۲ سال ؛ ۴ سال ؛ ۷ سال ؛ ۲۰ سال شــد . اون بزرگ شده . منم بزرگ شدم . من همه شکلاتامو خوردم . اون همه شکلاتاشو نگه داشته . اومده امشب واسه خداحافظی . می خواد بره . بره اون دور دورا . مـیـگه میــرم و زود بـــرمی گردم . مـن می دونم میره و بر نمی گرده . یادش رفت شکلات رو به من بده . من یادم نرفت . یـه شکــلات گذاشتم کفه دستش . گفتم این رو بخور . یه شکلات هم گذاشتم کفه اون دستش ؛ ایــن هـم آخــریـن شــکـلات بــرای صندوق کوچیکت.یادش رفته بود صندوقی داره برای شکلاتاش.هر دوتا رو خورد . خندیدم . می دونستم دوستیه مـن تـا نداره . می دونستم دوستیه اون تا داره . مثل همیشه . خوب شد که شکلاتامو خوردم امـــــا اون هـیـچ کـدومـشون رو نـــخورد . حــالا بـا یه صندوق پر از شکلات نخورده چکار خواهد کرد ؟‌